سولکلغتنامه دهخداسولک . [ ل َ ] (اِ) زردی که بسبب آفتی بر غله زار افتد. (برهان ) (آنندراج ). سوگل . (جهانگیری ). رجوع به سوکل و سوگل شود.
صولکلغتنامه دهخداصولک . [ ل َ ] (اِخ ) ده مخروبه ای است از بخش سمیرم شهرستان شهرضا. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10).
تنگ سولکلغتنامه دهخداتنگ سولک . [ ت َ ل َ ] (اِخ ) تنگی است در کوههای بختیاری که نقوش برجسته ای از عهد اشکانیان در آنجا یافته اند. رجوع به تاریخ صنایع ایران شود.
تنگ سولکلغتنامه دهخداتنگ سولک . [ ت َ ل َ ] (اِخ ) تنگی است در کوههای بختیاری که نقوش برجسته ای از عهد اشکانیان در آنجا یافته اند. رجوع به تاریخ صنایع ایران شود.