سوشیانتلغتنامه دهخداسوشیانت . [ سُش ْ ] (اِخ ) نجات دهنده . هر یک از موعودان دین زردشتی . در اوستا مکرر از سوشیانتهایی نام برده شده که در آخرالزمان ظهور کنند و غالباً از آخرین سوشی
سوریانسواژهنامه آزادسورویانس عبارت از مجموعه عملیاتى از قبیل بازرسی، بررسی، نمونهبرداری، اندازهگیری، آزمایش و یا نظایر آن است که توسط بازرس مستقل به منظور تعیین کمیت، کیفیت و یا
سوشیانتفرهنگ نامها(تلفظ: sušiyant) (اوستایی) به معنی نجات دهنده ؛ (در اعلام) هر یک از موعدان دین زردشتی .
گوچهرلغتنامه دهخداگوچهر. [ چ ِ ] (اِخ ) به عقیده ٔ مزدیسنان ستاره ای دنباله دار که هنگام تولد سوشیانس بر زمین افتد و زمین مشتعل گردد به قسمی که همه ٔ معادن و فلزات گداخته شوند و
پشوتنلغتنامه دهخداپشوتن . [ پ َ ت َ ] (اِخ ) در اوستا فقط یک بار به اسم پشوتن (پشوتنو) برمی خوریم آنهم در ویشتاسپ یشت که معمولاً در جزو اوستای حالیه نوشته نشده است در فرگرد اول ی
ارنگلغتنامه دهخداارنگ . [ اَ رَ ] (اِخ ) (رودِ ...) در اوستا ((رَنگها)) اسم رودی است با آنکه مکرراً در اوستا از آن اسم برده شده است و در کتب پهلوی غالباً به آن برمیخوریم باز تعی
اروندلغتنامه دهخدااروند. [ اَ وَ ] (اِخ ) (رود...) دجله . (فرهنگ اسدی ) (سروری ) (اوبهی ). دَگله . دجله ٔ بغداد. (برهان ) (جهانگیری ). اراوند. (تحفةالسعادة) (برهان جامع) : باروند