سوسوزنscintillatorواژههای مصوب فرهنگستانمادهای که در واکنش به تابش یونشی، فوتونهای نوری گسیل میکند
سوسوزنیscintillationواژههای مصوب فرهنگستانتولید نور در مادۀ فسفری براثر برخورد فوتون یا ذرۀ حامل انرژی به آن
آشکارساز سوسوزنscintillation detectorواژههای مصوب فرهنگستانابزاری که در آن تابش یوننده تبدیل به فوتونهای مرئی میشود و این فوتونها با تکثیرکن فوتونی بهصورت نشانکها/ سیگنالهای قابلشمارش درمیآیند متـ . سوسوسنج scin
شمارگر سوسوزنscintillation counterواژههای مصوب فرهنگستانوسیلهای که رویدادهای یونشی ناشی از تابشهای هستهای را ازطریق نور ثانویه و تبدیل آن به نشانکها/ سیگنالهای الکتریکی شمارش میکند
ردنماhodoscopeواژههای مصوب فرهنگستانآرایهای از شمارندههای گایگر کوچک یا سوسوزن یا شمارندههای دیگر که در ردیابی مسیر ذرات پرانرژی به کار میرود
مرتعشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ، دارای نوسان، ضرباندار، تپنده، مواج، آویزان، لرزان، جنبان، جنبنده، متحرک متلاطم درخشنده، سوسوزننده، روشن
سرسوزنلغتنامه دهخداسرسوزن . [ س َ رِ زَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از مقدار قلیل . (بهار عجم ) (آنندراج ) : گر افتد بر ایشان به سرسوزنی دهن را گشایند چون روزنی .نظامی .