3459 مدخل
سوزار. (اِ) شعله . زبانه . || واداشتن بروی آتش . (ناظم الاطباء).
سوار شدن دو نفر بر پشت الاغ یا اسب.
سَوار شدن.
نام نوعى بازى.
امپراطور (روم)، قیصر ≠ کسرا
۱. راکب، سواره، شوالیه، فارس، مرکبنشین ≠ پیاده ۲. نصب، مونتاژ، تعبیه ۳. مسلط
سزاروپاپیسم
سزارین کردن
سزارین
سوار شده
سزار ژولیوس