سورتیواژهنامه آزاداین عبارت که واژه ای مخصوص پرواز هر فروند هواپیما است بیشتر به صورتی چند سورتی پرواز به کار می رود. به نظر می رسد ریشه زبانی انگلیسی یا فرانسوی داشته باشد البت
صورتیلغتنامه دهخداصورتی . [ رَ ] (ص نسبی ) منسوب به صورت . || سپید که به سرخی زند. سرخ و روشن همچون رنگ صورت .
صورتیگویش خلخالاَسکِستانی: xânəm rangi دِروی: xânəm rangi شالی: xânəm rangi کَجَلی: xânəm rangi کَرنَقی: xânəm rangi کَرینی: čereyi کُلوری: guli گیلَوانی: xânəm rangi لِردی: č
درکاسعیده سورتیجیلغتنامه دهخدادرکاسعیده سورتیجی .[ دَ س َ دَ ] (اِخ ) نام یکی از شهرستانهای بخش چهاردانگه ٔ شهرستان ساری . این دهستان در شمال باختری کیاسر و شمال رودخانه ٔ گرم آب رود و در دا
زیرکوه سورتیجیلغتنامه دهخدازیرکوه سورتیجی . (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش چهاردانگه ٔ شهرستان ساری است و از 17 آبادی تشکیل گردیده و قراء مهم آن کیاسر، کنیم ، شویلات ، ورسی است و در حدود
درکاسعیده سورتیجیلغتنامه دهخدادرکاسعیده سورتیجی .[ دَ س َ دَ ] (اِخ ) نام یکی از شهرستانهای بخش چهاردانگه ٔ شهرستان ساری . این دهستان در شمال باختری کیاسر و شمال رودخانه ٔ گرم آب رود و در دا
زیرکوه سورتیجیلغتنامه دهخدازیرکوه سورتیجی . (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش چهاردانگه ٔ شهرستان ساری است و از 17 آبادی تشکیل گردیده و قراء مهم آن کیاسر، کنیم ، شویلات ، ورسی است و در حدود