26 فرهنگ

660 مدخل


سودمند

sudmand

آنچه نفع و فایده برای کسی یا کاری داشته باشد؛ سوددار؛ نافع؛ مفید؛ با‌فایده.

بهدردبخور، بهدردخور، ثمربخش، بهرهدار، سودبخش، فایدهدار، مثمر، مفید، نافع ≠ زیانبار، مضر

advantageous, beneficial, benign, expedient, gainful, helpful, instrumental, profitable, salutary, useful, worthwhile