سوداگریلغتنامه دهخداسوداگری . [ س َ / سُو گ َ ] (حامص مرکب ) تجارت . معامله . (آنندراج ). تجارت . بازرگانی . معاوضه . مبادله : بسوداگری دست با وی ببست همآنجا همه روز تا شب نشست .فر
سوداگری کردنواژهنامه آزاددادن و گرفتن معامله داد و ستد فروختن و خریدن دادن و جایگزین کردن بی اختیار از دست دادن و بی اختیار گرفتن چیزی به ازای ان
کارگر جنسیsex worker, sex labourerواژههای مصوب فرهنگستانشخصی که در یک سوداگری جنسی در مقابل پول یا بدون آن مورد استثمار قرار میگیرد
کارگری جنسیsex work, sex labourواژههای مصوب فرهنگستاناستثمار شدن در یک سوداگری جنسی در مقابل پول یا بدون آن
کولبرتیسمColbertism/colbertisme (fr.)واژههای مصوب فرهنگستانگونهای از سوداگری براساس آرای ژان باتیست کُلبر در سدة 17 میلادی که بهویژه بر تعرفههای حمایتی بالا تأکید دارد