سوخت پاشلغتنامه دهخداسوخت پاش . (نف مرکب ، اِ مرکب ) برای پراکنده کردن نفت و بنزین در ماشین در فرهنگستان بجای ژیکلور پذیرفته شده است . (فرهنگستان ).
سوختپاشfuel injector 2, injection pumpواژههای مصوب فرهنگستانپمپ موتورگرد پرفشاری که سوخت را با فشار زیاد به محفظۀ احتراق وارد میکند
سامانۀ سوختپاشیfuel injection system, fuel injection, FIواژههای مصوب فرهنگستانسامانهای سوخترسان که در آن، بهجای استفاده از کاربراتور، سوخت مستقیماً به داخل سیلندر یا به داخل چندراهۀ ورودی سوخت با فشار پاشیده میشود
انژکتورفرهنگ انتشارات معین(اَژِتُ) [ فر. ] (اِ.) 1 - سوخت پاش ، پستانک سوراخ دار در مشعل گازوییلی که سوخت به شکل خاصی از آن به بیرون پاشیده می شود. 2 - دستگاه تزریق سوخت در موتورهای دیزل
موتور پاشانهایfuel-injected engine, fuel injection engine, injection engineواژههای مصوب فرهنگستانموتوری که در آن بهجای کاربراتور از سامانۀ سوختپاشی استفاده میشود
ژیکلرلغتنامه دهخداژیکلر. [ ل ُ ] (فرانسوی ، اِ) کلمه ای است فرانسوی از اصطلاحات هواپیمائی . بجای آن در فرهنگستان ایران لغت «سوخت پاش » وضع شده و آن آلتی است که بنزین را در موتوره