سوتاملغتنامه دهخداسوتام . (ص ) هر چیز کم و اندک و به عربی قلیل خوانند و بزبان طوسی به معنی کوچک و اندک و ناقص آمده است . (برهان ). سخت اندک . (از فرهنگ رشیدی ) : آنچه کرده ست زآن
سوتامفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. کم؛ اندک: ◻︎ آنچه کردهست و آنچه خواهد کرد / سختم اندک نماید و سوتام (فرخی: ۲۲۹).۲. کوچک.۳. ناقص.
پورتسموثلغتنامه دهخداپورتسموث . [ پ ُ ] (اِخ ) نام شهر و اسکله ای در ایالت سوتامپتون از انگلستان در گوشه ٔ جنوب غربی جزیره ٔ پورچئا ببحر مانش و آن بوسیله ٔ پلی بساحل مربوط است در مد
تاملغتنامه دهخداتام . (ص ) بمعنی بسیار کم و بغایت اندک . (از برهان ). و رجوع به انجمن آرا و آنندراج و شرفنامه ٔ منیری و فرهنگ جهانگیری و ناظم الاطباءشود. بمعنی اندک بزبان طوس ل
ژلیکولغتنامه دهخداژلیکو. [ ژِ ک ُ ] (اِخ ) ژُن . نام امیرالبحر انگلیسی . مولد سوتامپتن بسال 1859 و وفات بسال 1935 م . وی فرمانده سفاین بریتانیا در جنگ دریائی ژوتلاند (1916) بود.
پوکوکلغتنامه دهخداپوکوک . [ پ ُ ک ُ ] (اِخ ) نام یکی از سیاحان انگلیسی ، وی بسال 1704 م . در سوتامپتون تولد یافت و در سال 1765 م . درگذشت . وی در مشرق زمین بسیاحت پرداخت ، مصر، س
بی خطرلغتنامه دهخدابی خطر. [ خ َ طَ ] (ص مرکب ) بی خوف و بیم . (آنندراج ). || بی ارزش . بی قیمت . بی ارج . بی قدر. بی سنگ . بی وقر : کجا تو باشی گردند بی خطر خوبان جسمت را چه خطر