سوالفرهنگ مترادف و متضاد۱. استفهام، استفسار، پرسش ≠ پاسخ، جواب ۲. درخواست، تقاضا ۳. مساله ۴. تکدی، دریوزگی، کدیه، گدایی ۵. طلب
سوألفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود پرسش، مسئله، تست پرسشنامه، برگۀ سؤالات سراغ، استفهام سوأل چهارجوابه علامتسوأل مورد سؤال، مطمح
سؤاللغتنامه دهخداسؤال . [ س ُ آ ] (ع مص ) درخواست . (ناظم الاطباء). خواستن . (غیاث ) (دهار) (تاج المصادر بیهقی ). خواهندگی . (یادداشت بخط مؤلف ). || پرسش . پرسیدن . || پرسش .
سؤالفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پرسش.۲. (اسم مصدر) [قدیمی] طلب کردن؛ درخواست کردن.۳. (اسم مصدر) [قدیمی] درخواست.۴. (اسم مصدر) [قدیمی] گدایی. سؤالوجواب:۱. پرسشوپاسخ.۲. (ادبی) در بدیع، شاعر
سؤال کردنلغتنامه دهخداسؤال کردن . [ س ُ آ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پرسیدن . پرسش کردن . در تداول ، طلب رفع حاجت کردن و گدایی کردن . (ناظم الاطباء).
سؤاللغتنامه دهخداسؤال . [ س ُ آ ] (ع مص ) درخواست . (ناظم الاطباء). خواستن . (غیاث ) (دهار) (تاج المصادر بیهقی ). خواهندگی . (یادداشت بخط مؤلف ). || پرسش . پرسیدن . || پرسش .