سوار شدنگویش خلخالاَسکِستانی: danəšt.e دِروی: da.nəšt.en شالی: danəšt.an کَجَلی: av.nəšt.an کَرنَقی: dənəšt.an کَرینی: dənəšt.an کُلوری: d.anəšt.an گیلَوانی: danəšt.i لِردی: dənə
سوار شدنگویش کرمانشاهکلهری: sowâr bün گورانی: sowâr bɪn سنجابی: sowâr bün کولیایی: sowâr bün زنگنهای: sowâr bün جلالوندی: sowâr bɪn زولهای: sowâr bɪn کاکاوندی: sowâr bɪn هوزمانوند
سوار شدنembarkation 1واژههای مصوب فرهنگستانفرایندی که در طی آن خدمه و مسافران وارد کشتی میشوند متـ . سوارش 1
مدتزمان سوار شدنboarding time 2واژههای مصوب فرهنگستانمدتزمان سوار شدن مسافر بهوسیلۀ نقلیۀ عمومی که برحسب مدتزمان لازم برای سوار شدن هر مسافر یا کل زمان لازم برای سوار شدن همۀ مسافران محاسبه میشود
رایگانسواریhitch-hikingواژههای مصوب فرهنگستانسوار شدن بر خودرو یا کامیون عبوری به قصد سفر و بدون پرداخت کرایه