سوابقلغتنامه دهخداسوابق . [ س َ ب ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ سابقه : گمان نمیباشد که شتر ... سوابق تربیت را به لواحق کفران خویش مقابله روا دارد. (کلیله و دمنه ). بحقوق صحبت و ممالحت و سو
recordsدیکشنری انگلیسی به فارسیسوابق، ضبط، رکورد، ثبت، سابقه، پیشینه، مدرک، یادداشت، تاریخچه، بایگانی، صفحه گرامافون، نوشته، صورت جلسه، صورت مذاکرات، حد نصاب مسابقه، ضبط کردن، ثبت کردن، ضبط ش
پیشینۀ فنی هواگردaircraft technical records, technical records, quality recordsواژههای مصوب فرهنگستانسوابق مربوط به نگهداری هواگرد و موتور و قطعات آن
اسناد تغییرchange documentation,change logواژههای مصوب فرهنگستانمدارکی رسمی مشتمل بر سوابق مصوبههای تأیید یا رد تغییرات