سوء التصرفدیکشنری عربی به فارسیبدکاري , بدکرداري , شرارت , کار خلا ف قانون , عمل سوء , سوء اداره , معالجه غلط , خلا ف کاري , سوء رفتار , بد اخلا قي , بدرفتاري , سوء استفاده از اختيار قانوني ,
دکانداریلغتنامه دهخدادکانداری . [ دُک ْ کا / دُ ] (حامص مرکب ) عمل دکاندار. داشتن دکان . کاسبی در دکان . (فرهنگ فارسی معین ). کسب . (ناظم الاطباء). || کلبه داری . (یادداشت مرحوم دهخ
صلاةلغتنامه دهخداصلاة. [ ص َ ] (ع اِ) دعاء. || دین . || رحمت . || استغفار. || حسن ثناء از خداوند بر پیمبر. || و گفته اند صلاة از خداوند رحمت است و از ملائکه آمرزش خواستن و از مو