سوءاستفادهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ] سوءاستفاده، استفادۀ غلط، سوءمدیریت استفادۀ ابزاری اختلاس، حیفومیل، سوءاستفادۀ مالی، فسادمالی، دزدی استفادۀ ناروا، استفادۀناپسند، کاربرد غ
سوئ استفادهدیکشنری فارسی به انگلیسیabuse, ill-usage, imposition, jobbery, misapplication, misgovernment, misuse
سوءاستفاده از حق ویژهabuse of privilegeواژههای مصوب فرهنگستانکاری که کاربر برخلاف سیاست یا مقررات سازمان انجام دهد
سوء استفاده کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ل] سوء استفاده کردن، بد بهکار بردن بدرفتاری کردن، استثمارکردن، خون کسی را خوردن (مکیدن)، بهبازیچه گرفتن، اسباب دست کردن هم ازآخور و هم ازتو