صحیحدیکشنری فارسی به انگلیسیaccurate, all right, correct, exact, faithful, right, true, ortho-, proper
ارطاةلغتنامه دهخداارطاة. [ اَ ] (اِخ ) ابن سمیة. (عقدالفرید چ محمد سعید العریان ج 3 ص 300 وج 6 ص 174). یا سهیة. (عیون الاخبار ج 3 ص 239). المری . (الموشح ص 238، 242 و 243). پهلوا
جرائرلغتنامه دهخداجرائر. [ ج َ ءِ ] (اِخ ) موضعی است به نزدیکی صبح المجدد و جبال صبح : حموا عالجا الاعلی من اطاعهم فاجبال صبح کلها فالجرائر. ارطاة بن سهیة.ارقت له و الثلج بینی و
الغتنامه دهخداا. [اَل ْ لاه ] (اِخ ) خدای سزای پرستش . (مهذب الاسماء) (ترجمان علامه ٔ تهذیب عادل ). علم است برای ذات واجب الوجود. (متن اللغة). نام خداوند تبارک و تعالی . اصل