سهارهلغتنامه دهخداسهاره . [ ] (اِخ ) قلعه ٔ سهاره کوهی است عظیم بچهار فرسنگی فیروزآباد و عمارت این قلعه مسعودیان کردند و جایی سخت نیکوست و هوای آن سردسیر و آبهای خوش ، و در میان
قلعه سهارهلغتنامه دهخداقلعه سهاره . [ ق َ ع َ ؟ ] (اِخ ) این قلعه در بالای کوهی است عظیم در چهار فرسنگی فیروزآباد منسوب به مسعودیان که طایفه ای بودند در زمان فضلویان . (جغرافیای غرب ا
ستاره ٔ دریاییلغتنامه دهخداستاره ٔ دریایی . [ س ِ رَ / رِ ی ِ دَرْ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) جانوری است بحری از شاخه ٔ خارپوستان جزء رده ٔ استلریدها . بدن آن از چندین قسمت درست شده که بطو
قلعه سهارهلغتنامه دهخداقلعه سهاره . [ ق َ ع َ ؟ ] (اِخ ) این قلعه در بالای کوهی است عظیم در چهار فرسنگی فیروزآباد منسوب به مسعودیان که طایفه ای بودند در زمان فضلویان . (جغرافیای غرب ا
مسعودیانلغتنامه دهخدامسعودیان . [ م َ ] (اِخ ) قومی از شبانکارگان . (فارسنامه ٔ ابن البلخی چ اروپا ص 167). ابن البلخی در مورد ایشان چنین آورده است : قومی مجهول اند بی اصل و ایشان را