سنگاندازفرهنگ مترادف و متضاد۱. سنگافکن، کلوخانداز ۲. محل پرتاب سنگ(در دژها و قلعهها) ۳. سنگرس (مسافت) ۴. مانعتراش ۵. جشن آخر ماه شعبان
کشکنجیرفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. فلاخن بزرگ سنگانداز؛ قلعهکوب: ◻︎ دادِ جشن مهرگان اسپهبد عادل دهد / آن کجا تنها به کشکنجیر بندازد زرنگ (منوچهری: ۶۱).۲. سنگی که با منجنیق به سوی حصار و قلعه
اندازفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. = انداختن۲. اندازنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): آتشانداز، تیرانداز، سنگانداز، کلوخانداز.۳. انداختهشده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): پسانداز.۴. مناسب برای انداخ
رامیفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (نجوم) = قوس۲. (صفت) [قدیمی] تیرانداز.۳. (صفت) [قدیمی] سنگانداز.