سنگیلغتنامه دهخداسنگی . [ س َ ] (اِخ )تیره ای از طایفه ٔ سهونی ایل چهارلنگ بختیاری . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 76).
سنگیلغتنامه دهخداسنگی . [ س َ ] (ص نسبی ) منسوب بسنگ . از سنگ : دروازه ٔ سنگی . حصار سنگی . سد سنگی : و دسته مبضع سبک باید چه اگر سنگی باشد بیش از آن فروشود که فصاد خواهد. (ذخیر
سنگی سارلغتنامه دهخداسنگی سار. [ س َ ] (اِ مرکب ) نام مرغی است هندی و حبشی . (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ، یادداشت بخط مؤلف ) : آسمان از ستاره نیم شبان بچه ماند به پشت سنگی سار. کس