سنگانلغتنامه دهخداسنگان . [ ] (اِخ ) دهی است جزء بخش کن شهرستان تهران . دارای 1106 تن سکنه . آب آن از چشمه سار. محصول آنجا غلات ، بنشن ، سیب ، آلبالو، گردو، قلمستان و میوه جات مخ
سنگانلغتنامه دهخداسنگان . [ س َ ] (اِخ ) قصبه مرکزی دهستان سنگان بخش رشخوار شهرستان تربت حیدریه . دارای 580 تن سکنه . آب آن از قنات و رودخانه . محصول آنجا غلات ، پنبه ، بادام . آ
سنگانلغتنامه دهخداسنگان . [ س َ ] (اِخ ) مرکز دهستان پائین خواف بخش خواف شهرستان تربت حیدریه . دارای 3152 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات ، پنبه ، زیره و شغل اهالی زراع
سنگانلغتنامه دهخداسنگان . [ س َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش رشخوار شهرستان تربت حیدریه است . از طرف خاور بدهستان رشخوار. از شمال و باختر به بخش حومه . از طرف جنوب به بخش قا
سنگاندازفرهنگ مترادف و متضاد۱. سنگافکن، کلوخانداز ۲. محل پرتاب سنگ(در دژها و قلعهها) ۳. سنگرس (مسافت) ۴. مانعتراش ۵. جشن آخر ماه شعبان
سنگانکلغتنامه دهخداسنگانک . [ س َ ن َ ] (اِخ ) قریه ای است سه فرسخی جنوب شیراز. (فارسنامه ٔ ناصری ).
سنگانهلغتنامه دهخداسنگانه . [ س َ ن َ / ن ِ ] (اِ) پرنده ای است کوچک که به عربی صعوه گویند. (برهان ) (آنندراج ) (فرهنگ رشیدی ). صعوه و آن مرغی باشد خرد. (از منتهی الارب ).
سنگانکلغتنامه دهخداسنگانک . [ س َ ن َ ] (اِخ ) قریه ای است سه فرسخی جنوب شیراز. (فارسنامه ٔ ناصری ).
سنگانهلغتنامه دهخداسنگانه . [ س َ ن َ / ن ِ ] (اِ) پرنده ای است کوچک که به عربی صعوه گویند. (برهان ) (آنندراج ) (فرهنگ رشیدی ). صعوه و آن مرغی باشد خرد. (از منتهی الارب ).
سایه سنگانلغتنامه دهخداسایه سنگان . [ ی َ س َ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان عربخانه ٔ بخش شوسف شهرستان بیرجند واقع در 51 هزارگزی خاور هشتوکان . هوای آن معتدل و دارای 12 تن سکنه است .
باغ سنگانلغتنامه دهخداباغ سنگان . [ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان جام بخش تربت جام شهرستان مشهد که در 7 هزارگزی شمال باختری تربت جام بر سر راه شوسه ٔ عمومی مشهد به تربت جام در