سنواتلغتنامه دهخداسنوات . [ س َ ن َ ] (ع اِ) ج ِسنة. (غیاث ) (منتهی الارب ). سالها. (ناظم الاطباء).- سنوات آتیه ؛سالهای آینده .- سنوات ماضیه ؛ سالهای گذشته .
خلبان ارشدsenior pilotواژههای مصوب فرهنگستانخلبانی با بالاترین سنوات خدمت و بیشترین ساعات پرواز و کارت سبز پروازبادستگاه
قوی ئیلفرهنگ انتشارات معین(قُ یْ ئِ) [ تر. ] (اِمر.) یکی از دوازده سال دورة سنوات ترکان ؛ سال گوسفند.