سنسورلغتنامه دهخداسنسور. [ س َ ] (ع اِ) خرطوم و آن را فیل و پشه هر دو دارند. (برهان ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).
سنسورفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ی، حسکننده، آنتن، آنتن بشقابی، رادار، بینی مصنوعی، میکروفن، دهنی، چشم الکترونیک، تلویزیونمداربسته، دوربین دیجیتال، احساسگر، وسیلۀ برقی شاخک، م