۱. چیزی که به آن اعتماد کنند.
۲. (حقوق) نوشتهای که وام یا طلب کسی را معین سازد یا مطلبی را ثابت کند.
دستک
۱. برگه، بنچاق، قباله، قواله، قولنامه، مدرک
۲. حجت، معیار، ملاک، مناط
۳. نمودار
۴. بهانه، دستاویز، مستمسک
act, certificate, document, documentation, indenture, proof, record, testament, voucher