سنجانکلغتنامه دهخداسنجانک . [ س َ ن َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان قاقازان بخش ضیأآباد شهرستان قزوین . دارای 240تن سکنه است . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات ، انگور، قیسی ، بادام
سنجانلغتنامه دهخداسنجان . [ س َ ] (نف ، ق ) صفت بیان حالت ازمصدر سنجیدن . در حال سنجیدن . رجوع به سنجیدن شود.
سنجانلغتنامه دهخداسنجان . [ س َ ] (نف ، ق ) صفت بیان حالت ازمصدر سنجیدن . در حال سنجیدن . رجوع به سنجیدن شود.
سنجانالغتنامه دهخداسنجانا. [ س َ ] (ص نسبی ) منسوب بسنجان و اهل سنجان . (از مزدیسنا تألیف محمد معین ص 13).
سنجانلغتنامه دهخداسنجان . [ س َ ] (اِخ ) شیخ خواجه سنجان بچند نام موسوم است . شاه سنجان ، سلطان سنجان و شیخ سنجان . شیخ صاحب وقت بود و در خاندان ایشان همیشه یکی صاحب سجاده است .