سمورلغتنامه دهخداسمور. [ س َ ] (اِ) پستانداری از رده ٔ گوشتخواران که تیره ٔ خاصی بنام تیره ٔ سموریان را بوجود می آورد. این جانور دارای قدی کوچک و پاهای کوتاه و انگشت رو است و بد
سمورگویش خلخالاَسکِستانی: gurakan دِروی: dala شالی: dala کَجَلی: pursüx کَرنَقی: sowsâr کَرینی: sowsar کُلوری: dala گیلَوانی: gurakan لِردی: parsox
دلهلغتنامه دهخدادله . [ دَ ل َ /ل ِ ] (اِ) جانوری است که آنرا قاقم گویند و گربه ٔ صحرایی را هم گفته اند و معرب آن دلق است . (از برهان ). ابن مِقرض ، و آن جانورکیست قاتل و کشنده
سمورفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپستانداری گوشتخوار با بدنی باریک و کشیده، پاهای کوتاه، پوست نرم و لطیف و به رنگ سرخ مایل به سیاه یا خاکستری که آن را برای پوستش شکار میکنند. سمور آبی: (زیستش
قاقمفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهجانوری گوشتخوار شبیه سمور و به اندازۀ گربه، با پاهای کوتاه، دُم دراز، و پوست نرمِ زرد یا قهوهای که زیر گردن و شکمش مایل به سفید است و از پوست آن آستر لباس و د