سمور آبی گربهایLontra felinaواژههای مصوب فرهنگستانگونهای از تیرۀ راسوئیان و راستۀ گوشتخوارسانان با پشت و پهلوهای تیره و شکم روشنتر که کوچکترین عضو این جنس است
سمور آبی جنگلیLontra provocaxواژههای مصوب فرهنگستانگونهای از تیرۀ راسوئیان و راستۀ گوشتخوارسانان با چنگالهای قوی و موهای نرم و مخملی که رنگ پشت آن قهوهای بسیار تیره و شکمش نقرهای مایل به سفید است
سمورفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپستانداری گوشتخوار با بدنی باریک و کشیده، پاهای کوتاه، پوست نرم و لطیف و به رنگ سرخ مایل به سیاه یا خاکستری که آن را برای پوستش شکار میکنند. سمور آبی: (زیستش
کلبلغتنامه دهخداکلب . [ ک َ ](ع اِ) سگ . (مهذب الاسماء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (ترجمان القرآن ) (از برهان ). کلبه مؤنث آن . ج ، اَکلُب ، اَکالِب ، کِلاب ، کِ
پستاندارانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی تانداران میمون، عنتر (انتر)، بوزینه، شمپانزه، گوریل، بابون، اورانگوتان درندگان، بهایم، گربهسانان، گربه▼، شیر، ببر، پلنگ، یوزپلنگ، چیتا، پوما فی
شکارلغتنامه دهخداشکار. [ ش ِ ] (اِ)قصد کشتن آدمی مر حیوانی را. (آنندراج ) (غیاث ). صیدکردن حیوانی را. (از یادداشت مؤلف ). صید. قنز. قبض . (منتهی الارب ). وعد. (از المنجد): اصطی