49 مدخل
سَمبو:به معنی یک چهارم از قسمت یک زمین؛ و معنی دیگر آن، گل خوشبوست.
۱. نمادگرا ۲. نمادپرداز
۱. نمادگرایی ۲. نمادپردازی
نمادی، نمادین، رمزآگین
Mark, symbol
symbolism
سمبول
سمبوسه، یورتمه اهسته، راه باریک، یورتمه رفتن
سمبولیک
سمبوئید
سمبوک