سلمانلغتنامه دهخداسلمان . [ س َ ] (اِخ ) (میرزا...) از اهل اصفهان و بسیار خوش طبع و صحبت دوست بود. در زمان شاه مرحوم (شاه طهماسب اول ) در دفتر کار میکرد در دوره ٔ شاه اسماعیل دوم
سلمانلغتنامه دهخداسلمان . [ س َ ] (اِخ ) ابن حسن قرمطی فرزند ابوسعید حسن جنابی است . رجوع به ابوطاهر جنابی و ابوسعید جنابی شود.
سلمانلغتنامه دهخداسلمان . [ س َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن محمد مدت هشت سال دربغداد نحو و لغت نزد علی بن الدهان فراگرفت و در علم نحو بدرجه ٔ کمال رسید. از قاضی ابی طبیب طبری حدیث شنیده
سلمانلغتنامه دهخداسلمان . [ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حسین آباد بخش شوش شهرستان دزفول . دارای 350 تن سکنه است . آب آن از رودخانه . محصول آنجا غلات ، برنج و کنجد. شغل اهالی ز
سلمان فارسیلغتنامه دهخداسلمان فارسی . [ س َ ن ِ ] (اِخ ) یکی از مشاهیر صحابه ٔ پیغمبر و از شخصیت های بسیار بزرگ اسلام است . وی فارسی و دهقانزاده ای از ناحیه ٔ «جی » اصفهان بود. بقولی د
سلمان آبادلغتنامه دهخداسلمان آباد. [ س َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان غار بخش ری شهرستان تهران . دارای 143 تن سکنه است . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات ، صیفی و چغندرقند می باشد و شغل
سلمان ثانیلغتنامه دهخداسلمان ثانی . [ س َ ن ِ ثا ] (اِخ ) لقب وی مولانا عارفی است . شخصی در غایت فضل و کمال فصاحت و بلاغت بود و شعر روان او صافی و روانتر از آب زلال ، و بسیار خوش محاو
سلمان ساوجیلغتنامه دهخداسلمان ساوجی . [ س َ ن ِ وَ ] (اِخ ) خواجه جمال الدین سلمان بن خواجه علاءالدین محمد مشهور به سلمان ساوجی اوایل قرن هشتم هجری در ساوه تولد یافت . پدرش علاءالدین ا
سلمان آبادلغتنامه دهخداسلمان آباد. [ س َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان بهنام عرب ورامین شهرستان تهران . دارای 833 تن سکنه است . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات ، صیفی ، چغندرقند و شغل ا
سلمان فارسیلغتنامه دهخداسلمان فارسی . [ س َ ن ِ ] (اِخ ) یکی از مشاهیر صحابه ٔ پیغمبر و از شخصیت های بسیار بزرگ اسلام است . وی فارسی و دهقانزاده ای از ناحیه ٔ «جی » اصفهان بود. بقولی د
سلمان آبادلغتنامه دهخداسلمان آباد. [ س َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان غار بخش ری شهرستان تهران . دارای 143 تن سکنه است . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات ، صیفی و چغندرقند می باشد و شغل
سلمان ثانیلغتنامه دهخداسلمان ثانی . [ س َ ن ِ ثا ] (اِخ ) لقب وی مولانا عارفی است . شخصی در غایت فضل و کمال فصاحت و بلاغت بود و شعر روان او صافی و روانتر از آب زلال ، و بسیار خوش محاو