سلتینلغتنامه دهخداسلتین . [ س ِ ] (ع اِ) خرمابنی که گرد گرد آن گوی کنده باشند تا آب در وی ایستد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
ستینِ دلگویش بختیاریستونِ دل، امید زندگى، قوت قلب(خطاب به فرزند گویند).setin-e delomi>:قوت قلبمى، امید زندگىام هستى.>
سجینلغتنامه دهخداسجین . [س ِج ْ جی ] (ع ص ) شدید. (اقرب الموارد). سخت از هر چیزی . (منتهی الارب ). || دائم . (اقرب الموارد). ثابت . || آنکه همواره بی زن باشد. || گرداگرد خرمابن