سلایقلغتنامه دهخداسلایق . [ س َ ی ِ ] (ع اِ) ج ِ سلیقه به معنی سرشت و نشان و جز آن . (آنندراج ) (منتهی الارب ).
سلیقه ٔ مجلسلغتنامه دهخداسلیقه ٔ مجلس . [ س َ ق َ / ق ِ ی ِ م َ ل ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) تیمار و پرورش نیک . || آداب و رسوم انجمن . (ناظم الاطباء).
نظریة توازنbalance theoryواژههای مصوب فرهنگستاننظریهای مبتنی بر اینکه افراد عناصری را در نظام شناختی ترجیح میدهند که به لحاظ سرشتی با یکدیگر سازگار و با سلایق و اولویتهای فکری فرد نیز نزدیکی داشته باشند