سَّلَامُفرهنگ واژگان قرآنسلامت و عافيت -عاري از آفات ظاهري و باطني - کسي که با سلام و عافيت برخورد کند ، نه با جنگ و ستيز ، و يا شر و ضرر .
سلامفرهنگ مترادف و متضاد۱. تحیت، تهنیت، درود، درودگویی ۲. تندرستی، سلامت ۳. تعظیم، کرنش ۴. احترام (نظامی) ۵. مراسم اعیاد ۶. ذکر
سلامدیکشنری فارسی به انگلیسیaloha, bonjour, good afternoon, good morning, hail, hello, respects, salute
عبدالسلامفرهنگ نامها(تلفظ: abdossalām) (عربی) بندهی سلام که نامی است از نامهای باری تعالی. ]سلام از نامهای خداوند[ ، بندهی مبرا از نقص و فنا .
سلام الابرشلغتنامه دهخداسلام الابرش . [ س َ مُل ْ اَ رَ ] (اِخ ) یکی از نقله و مترجمین کتب عربی که در ایام برامکه بود و کتاب السماع الطبیعی را او ترجمه کرده است . (ابن الندیم ). رجوع ب
راحیلواژهنامه آزادپاک معصوم و بی گناه و ریشه عربی آن ر ح ل به معنی مسافر می باشد در روایات آمده است راحیل نام فرشته ای است که زیباروترین و خوش بیان ترین فرشتة الهی است که عقد اما
علی ذکره السلاملغتنامه دهخداعلی ذکره السلام . [ ع َ لا ذِ رِ هِس ْ س َ ] (ع جمله ٔ اسمیه دعایی ) بر یاد او درود باد! || (اِخ ) لقبی است که اسماعیلیان برای چهارم از دعاة خود، جهت تعظیم او د
زیارتلغتنامه دهخدازیارت . [ رَ ] (ع مص ) از «زیارة» عربی . به مشاهد متبرک و بقعه ها رفتن و دعایی که بعنوان تشرف باطنی برای امامها و امامزاده ها و اولیا خوانند. ج ، زیارات . (فرهن