سلاستفرهنگ مترادف و متضاد۱. روانی، نرمی ≠ تعقید، پیچیدگی ۲. تسلیمشدن، رامشدن، مطیعشدن، منقادشدن ≠ تقید ۳. یاغ شدن
سلاستلغتنامه دهخداسلاست . [ س َ س َ ] (ع مص ) نرم و آسان و هموار شدن . (غیاث ) (آنندراج ). همواری و روانی و آسانی و نرمی و ملایمت و روشنی و رونق و صفا. (از ناظم الاطباء). سلاتة.
سلاستفرهنگ انتشارات معین(سَ سَ) [ ع . سلاسة ] 1 - (مص ل .)رام شدن . 2 - (اِمص .) نرمی . 3 - روانی کلمات .
سلاستفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. نرمی؛ آسانی.۲. روانی کلمات که در آن الفاظ ثقیل و مشکل نباشد.۳. [قدیمی] نرم شدن.۴. [قدیمی] نرمخوی شدن.۵. [قدیمی] رام شدن.
سَّلَاسِلُفرهنگ واژگان قرآنزنجيرها( جمع سلسله و آن عبارت است از حلقههايي که از جهت طول پشت سر هم قرار ميگيرد)
سَلَاسِلَاْفرهنگ واژگان قرآنزنجيرها( جمع سلسله و آن عبارت است از حلقههايي که از جهت طول پشت سر هم قرار ميگيرد)
سهل و ممتنعلغتنامه دهخداسهل و ممتنع. [ س َل ُ م ُ ت َ ن ِ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) (اصطلاح بدیع) آن است که ربط کلام و سیاق آسان نماید، اما مانند آن هر کس نتواند گفت بسبب سلاست و جزالت