سلاجقهلغتنامه دهخداسلاجقه . [ س َ ج ِ ق َ / ق ِ ] (اِخ ) سلسله ٔ پادشاهان سلجوقی . (ناظم الاطباء). رجوع به سلجوقیان شود.
سلاقهلغتنامه دهخداسلاقه . [ س َل ْ لا ق َ ] (ع اِ) آبی که از داروهای جوشانده گیرند. (از اقرب الموارد).
جکرمشلغتنامه دهخداجکرمش . [ ] (اِخ ) از امراء سلاجقه که در زمان سلطان ملکشاه بن الب ارسلان ولایت موصل داشت . رجوع شودبه تاریخ گزیده چ امیرکبیر ص 437 و ابن اثیر ص 142 و 155 و 176
سلجوقیانلغتنامه دهخداسلجوقیان . [ س َ ] (اِخ ) سلاجقه . خاندانی ترک که از 429 هَ .ق . تا 700 هَ .ق . در آسیای غربی سلطنت کردند ظهور این خاندان در تاریخ اسلام از وقایع بزرگ و بمنزله
میکائیللغتنامه دهخدامیکائیل . (اِخ ) پسر سلجوق جد سلاجقه . پدر طغرل بیک و جغری بیک . رجوع به سلجوقیان و سلاجقه شود.
ترکانشاهلغتنامه دهخداترکانشاه . [ ت َ ] (اِخ ) دوازدهمین از سلاجقه ٔ کرمان (551 -563 هَ . ق .). و رجوع به طبقات سلاطین اسلام ص 136.
محمدلغتنامه دهخدامحمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ششمین از سلاجقه ٔ عراق و کردستان (548 - 554 هَ . ق ). (طبقات اسلام ص 137).