سقیفةلغتنامه دهخداسقیفة. [ س َ ف َ] (ع اِ) صفه ٔ پوشیده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || پوشش بر در سرای . پوشش در.پوشش میان دو دیوار. (زمخشری ). دالان بیرونی . (ده
سقیفه بستنلغتنامه دهخداسقیفه بستن . [ س َ ف َ / ف ِ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه از حرفهای دروغ بستن . (غیاث ). حرفهای دروغ بستن . (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به آنندراج شود.
سحیفةلغتنامه دهخداسحیفة. [ س َ ف َ ] (ع اِ) باران سخت که زمین را رندد. (منتهی الارب ). باران که هر چه در راه آن باشد رندد. (اقرب الموارد). ج ، سحائف . || پیه پهنا که مابین توهای
سخیفةلغتنامه دهخداسخیفة. [ س َ ف َ] (ع ص ) تأنیث سخیف . کم بافت . شل : و یسد فمه بخرتة سخیفة. (ابن البیطار). رجوع به سخیف شود.
سفیفةلغتنامه دهخداسفیفة. [ س َ ف َ ] (ع اِ) کمرک و نوار که بر پالان اشتر بندند. سفایف جمع آن است . (مهذب الاسماء). || بوریا از برگ خرما بافته . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
سقیفه بستنلغتنامه دهخداسقیفه بستن . [ س َ ف َ / ف ِ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) کنایه از حرفهای دروغ بستن . (غیاث ). حرفهای دروغ بستن . (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به آنندراج شود.
سقیفةلغتنامه دهخداسقیفة. [ س َ ف َ] (ع اِ) صفه ٔ پوشیده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || پوشش بر در سرای . پوشش در.پوشش میان دو دیوار. (زمخشری ). دالان بیرونی . (ده
جابلغتنامه دهخداجاب . (اِخ ) صحرائی است سرخ رنگ مائل به رنگ خاکی بین عقدالحیل بالای سقیفه . (مراصد الاطلاع ص 106).
حارثلغتنامه دهخداحارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن نصرالسهمی و یا حارث بن سهم بصری . صحابی است ، و زبیربن بکار، در الموفقیات ، از طریق محمدبن اسحاق از او شعری در باب قصه ٔ سقیفه ٔ بنی سا