۱. فرود آمدن بر زمین؛ افتادن.
۲. [مجاز] کاهش ناگهانی.
۳. [مجاز] تصرف و تسخیر منطقهای توسط دشمن.
〈 سقوط کردن: (مصدر لازم) افتادن و بر زمین فرود آمدن؛ به پستی افتادن.
〈 سقوط کردن شهر: [مجاز] به تصرف دشمن درآمدن آن.
〈 سقوط دولت: [مجاز] برکنار شدن و از کار افتادن هیئت وزیران.
سرنگونی، واژگون
۱. افت، افتادگی، زوال، لغزش، نزول، هبوط ≠ صعود
۲. فروپاشی، تلاشی، اضمحلال
۳. افتادن، پرتشدن، فرود آمدن، فرو افتادن ≠ صعود کردن
anticlimax, collapse, drop, fall, lapse, nose dive, plump, precipitation, tumble