سقولغتنامه دهخداسقو. [ س َق ْ ق َ ] (اِ) مرضی در اسب . بیماری مانند انفلونزا در اسب . منقو. (یادداشت مؤلف ).
سغولغتنامه دهخداسغو. [ س َغ َوْ / س َ ] (اِ صوت ) صدا و آواز طاس و طشت و طبق وامثال آن . (برهان ) (آنندراج ) (جهانگیری ) (رشیدی ).
صغولغتنامه دهخداصغو. [ ص َغ ْوْ ] (ع مص ) میل کردن یا میل کردن کام دهن و یکی از دو جانب وی . || مائل شدن آفتاب به غروب . || مائل شدن نجوم به غروب . || (اِمص ) میل ، یقال : صغوه
صغولغتنامه دهخداصغو. [ ص ُ غ ُوو ] (ع مص ) میل کردن یا میل کردن دهن و یکی از دو جانب وی . || مائل شدن آفتاب به غروب . || مائل شدن نجوم به غروب . (منتهی الارب ).
سقوطفرهنگ مترادف و متضاد۱. افت، افتادگی، زوال، لغزش، نزول، هبوط ≠ صعود ۲. فروپاشی، تلاشی، اضمحلال ۳. افتادن، پرتشدن، فرود آمدن، فرو افتادن ≠ صعود کردن
سقوط کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. افتادن ۲. برافتادن، برنار شدن ۳. کاهش یافتن ۴. منحرف شدن، در منجلاب فساد افتادن
سقوطدیکشنری فارسی به انگلیسیanticlimax, collapse, drop, fall, lapse, nose dive, plump, precipitation, tumble