سقففرهنگ مترادف و متضاد۱. بام، اشکوب، پوشش، رویه، سمک ≠ کف ۲. رواق، طاق ۳. عرش ≠ فرش ۴. بالاترین حد، نقطه اوج
سقفلغتنامه دهخداسقف . [ س َ ] (ع اِ) آسمانه . (دهار). عرش . (نصاب ). آسمان خانه . (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 58) (منتهی الارب ) : این خانه را از سقف تا بپای زمین صورت ک
سقفلغتنامه دهخداسقف . [ س َ ق َ ] (ع مص ) دراز شدن و کوژ شدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (اِمص ) درازی با کژی . (منتهی الارب ).
رواقلغتنامه دهخدارواق . [ رِ / رُ ] (ع اِ) خانه ای که به خرگاه ماند و یا سایبان . (منتهی الارب ). خانه ٔ شبیه فسطاط . (از اقرب الموارد). سقف مقدم خانه . (مهذب الاسماء) (از معجم
آسمانفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (نجوم) فضای بیپایان و نیلگون که بالای سر ما دیده میشود. رنگ آبی آن، رنگ هوایی است که کرۀ زمین را احاطه کرده است.۲. (نجوم) فضایی که ستارگان و کهکشانها در آ
افلاکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ عام اثیر، گنبدآسمان، چرخ، گنبد گردون، فلک، سپهر، عرش، سقف، سما، سماوات، فضا چادر نیلگون، دایرۀ مینا، طاق نیلوفری، کارگاه فلک، گنبد ارزق، گنبد فیر
رواقفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پیشخانه؛ پیشگاه خانه؛ سقف پیشخانه.۲. ایوان.۳. سایهبان.۴. راهرو و مدخل سقفدار در داخل عمارت. رواق چرخ (زبرجد، فلک، کبود، نیلگون): [قدیمی، مجاز] آسمان.
ستونلغتنامه دهخداستون . [ س ُ ] (اِ) عماد. عمود. پهلوی «ستون » ، اوستا «ستونه » (ستون )، هندی باستان «ستهونا» (ستون )، کردی «ستون »، «ایستون »، افغانی «ستن » . و رجوع کنید به اس