سقففرهنگ مترادف و متضاد۱. بام، اشکوب، پوشش، رویه، سمک ≠ کف ۲. رواق، طاق ۳. عرش ≠ فرش ۴. بالاترین حد، نقطه اوج
سقفلغتنامه دهخداسقف . [ س َ ] (ع اِ) آسمانه . (دهار). عرش . (نصاب ). آسمان خانه . (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 58) (منتهی الارب ) : این خانه را از سقف تا بپای زمین صورت ک
سقفلغتنامه دهخداسقف . [ س َ ق َ ] (ع مص ) دراز شدن و کوژ شدن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (اِمص ) درازی با کژی . (منتهی الارب ).
سقفرهنگ انتشارات معین(سَ قّ) (اِ.) (عا.) سقف دهان ، کام . ؛~ کسی را با چیزی برداشتن سخت عادت داشتن شخص به آن چیز.