سقففرهنگ مترادف و متضاد۱. بام، اشکوب، پوشش، رویه، سمک ≠ کف ۲. رواق، طاق ۳. عرش ≠ فرش ۴. بالاترین حد، نقطه اوج
roofsدیکشنری انگلیسی به فارسیسقف ها، سقف، بام، طاق، پوشش، بام خانه، مسکن، منزل دادن، طاق زدن، سقف دار کردن
سقفدیکشنری عربی به فارسیسقف , پوشش يا اندود داخلي سقف , حد پرواز , پوشش , طاق , بام () خانه , مسکن , طاق زدن , سقف دار کردن
مسقفلغتنامه دهخدامسقف . [ م ُ س َق ْ ق َ ] (ع ص ) نعت مفعولی از تسقیف . رجوع به تسقیف شود. || خانه ٔ پوشیده . (آنندراج ). بیت سقف دار. (از اقرب الموارد). خانه ٔ آسمانه کرده . (د
انداختنلغتنامه دهخداانداختن . [ اَ ت َ ] (مص ) افگندن . پرتاب کردن . پرت کردن . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). افکندن . (آنندراج ). اِهواء. (ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی ) (