قاقم نمایلغتنامه دهخداقاقم نمای . [ ق ُ ن ُ / ن ِ / ن َ ] (نف مرکب ) کنایه از سفیدنمای و روشن نمای باشد. (برهان ) (آنندراج ).
شاشینلغتنامه دهخداشاشین . (اِخ ) صاحب روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات از قول صاحب التلخیص آورد که از جمله جزایر واقع در حوالی جزیره ٔ اندلس جزیره ٔ شاشین است که جزیره ای
شمذلغتنامه دهخداشمذ. [ ش َ م َ ] (اِ) شمد. نان سفید. (ناظم الاطباء). نان سفیدنیکو و به عربی خبز. (از برهان ). رجوع به شمد شود. || لاجوردرنگ . (ناظم الاطباء) (از برهان ).
هرچواژهنامه آزادهرچ ووش ووش. نام حیوانی افسانه ای است، در افسانه های روستای حصار حسینی بجنورد. این حیوانات افسانه ای (نر و ماده) که شبیه انسان هایی قدبلند و سفیدند و اندامشان ع
گلبوللغتنامه دهخداگلبول . [ گْل ُ / گ ُ ل ُ ] (فرانسوی ، اِ) دانه های بسیار کوچک و کروی شکل که در خون پیدا میشود و بر دو قسم است : گلبول سفید و گلبول قرمز. گلبول سفید یا گویچه ها