اسطریرنلغتنامه دهخدااسطریرن . [ ] (اِ) یا اسطرنیون . نام یکی از ماهها و شهور است . ادریسی ، آنجا که از اقیانوس سخن میراند گوید: و ایام سفرهم ، فیه ایام قلائل و هی مدةشهر اسطریرن و
مقائللغتنامه دهخدامقائل . [ م َ ءِ ] (ع اِ) ج ِ مَقیل . (ناظم الاطباء). رجوع به مقیل شود. || ج ِ مقول : و مقائل فلا سفتهم . (مسعودی ،یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مقول شو
اسطوخودوسلغتنامه دهخدااسطوخودوس . [ اُ ] (معرب ، اِ) (از لاتینی استوخاس ) اُسطوخُدوس . اُسطوخودُس . نبات له سفاد حمر دقیقة کسفاد حبةالشعیر و هو اطول منه ورقاًو فیه قضبان غبر کما فی ا