569 مدخل
ایستاده با، حاضر بودن
blankness, fairness, whiteness
white
ağartı, beyazlık, aklık
مقوله: مادۀ آلی م] سفیدی، سپیدی سفیدپوستی
سفید بودن.
ایستادن، حاضر بودن
داریوش
آماده باش، جانشین، دم دست بودن اماده خدمت، دم دستی، عوضی
روغن را خاموش کن، روغن بزرک بغلظت 600
عقب بایست
سفیدی