سفر برونسوoutbound tripواژههای مصوب فرهنگستانسفر به بیرون از مرکز شهر یا محدودۀ تجاری مرکزی یا مرکز عمدۀ فعالیت
سفرفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. رفتن از شهری به شهر دیگر؛ قطع مسافت.۲. (اسم) بقیۀ سفیدی روز پس از غروب آفتاب.