سفت و سختلغتنامه دهخداسفت و سخت . [ س ِ ت ُ س َ ] (ترکیب عطفی ، ص مرکب ) محکم و استوار و پابرجا. بسیار مقاوم .- سفت و سخت ایستادن ؛ سخت مقاومت کردن و ابرام ورزیدن .
سفتوسخت گرفتنفرهنگ مترادف و متضاد۱. مقاومت کردن، ابرام ورزیدن ۲. جدی گرفتن، قاطعبودن، سختگیری کردن، منضبط بودن، مقرراتیعمل کردن