سفتیدیکشنری فارسی به انگلیسیconcreteness, firmness, hardness, rigidity, solidity, stiffness, tenacity, toughness
سفطیلغتنامه دهخداسفطی . [ س ُ ] (ص نسبی ) منسوب به سفطالقدور که قریه ای است در اسفل ارض مصر. (الانساب سمعانی ).
سفتی دَلَمهcurd tensionواژههای مصوب فرهنگستانمیزان تراکم دَلَمۀ شیر ناشی از فعالیت زیمایههای گوارشی که شاخصی است برای گوارشپذیری شیر