26 فرهنگ

90 مدخل


سفتن

softan

۱. سوراخ کردن: ◻︎ در سخن دُر ببایدت سفتن / ورنه گنگی به از سخن گفتن (سنائی۱: ۳۱۱).
۲. ساییدن؛ سودن

۱. سوراخ شدن، سوراخ کردن
۲. سودن، ساییدن

boring, perforate, pierce