سفاینلغتنامه دهخداسفاین . [ س َ ی ِ ] (ع اِ) سفائن . ج ِ سفینه : و قماطر دفاتر و نفایس سفاین و غرائب رغایب و اعلاق اوراق ... مشاهده کرده اند. (ترجمه تاریخ یمینی ).
استرودلغتنامه دهخدااسترود. [ اِ رُدْ ] (اِخ ) نام قصبه ایست در ناحیت گلوستر انگلستان در 14هزارگزی جنوب شهر گلوستر بر کنار نهر استرود، عده ٔ سکنه 53000 تن و کارخانه های منسوجات پشم
فیدیپوسلغتنامه دهخدافیدیپوس . [ پُس ْ ] (اِخ ) پسر تالوس و نوه ٔهراکلس است . قهرمانی است که طبق روایت ایلیاد - در کتاب دوم ، فهرست سفاین - به فرماندهی سی کشتی که از طرف نیزیرس و کا
ژلیکولغتنامه دهخداژلیکو. [ ژِ ک ُ ] (اِخ ) ژُن . نام امیرالبحر انگلیسی . مولد سوتامپتن بسال 1859 و وفات بسال 1935 م . وی فرمانده سفاین بریتانیا در جنگ دریائی ژوتلاند (1916) بود.
سفینلغتنامه دهخداسفین . [ س َ ] (ع اِ) کشتی . سفن ، سفاین . (مهذب الاسماء). کشتی . (دهار). || (ص ) تراشیده و صیقل کرده : هرکجا باغی بود آنجا بود آواز مرغ هرکجا مرغی بود آنجا بود
شعبانلغتنامه دهخداشعبان . [ ش َ ] (اِخ ) ناصرالدین اشرف بن حسین بن ناصربن فلاون . یکی از پادشاهان ممالیک بحری (جلوس 778 - 764 هَ . ق .) وی در مقابل حملات عماره پادشاه قبرس به سفا