۱. کار؛ کوشش.
۲. قصد.
۳. دویدن.
〈 سعی بین صفا و مروه: (فقه) از مناسک حج که عبارت است از هفتمرتبه رفتن و برگشتن بین صفا و مروه که بعد از طواف کعبه صورت میگیرد.
کوشش، پشتکار، تلاش
۱. اهتمام، تقلا، تلاش، جد، جهد، کوشش، مجاهده، مساعی
۲. کوشیدن، کوشش کردن، اهتمام ورزیدن ≠ اهمال ورزیدن، سستی کردن
۳. آهنگ، قصد
application, attempt, bid, effort, diligence, endeavor, essay, push, stroke, trial, try