سعایتفرهنگ مترادف و متضاد۱. بدگویی، تهمت، زفت، سعایه، سخنچینی، غمز، نمامی ۲. سخنچینی کردن ۳. تهمت زدن
سعایتلغتنامه دهخداسعایت . [ س ِ ی َ ] (ع مص ) سعایة : طرفه آنکه افاضل و مردمان هنرمند از سعایت و سطبر ایشان در رنجند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 415). ابوالحسن بن سیمجور عزل خویش از ا
سعایتفرهنگ انتشارات معین(سَ یَ) [ ع . سعایة ] 1 - (مص ل .) سخن چینی کردن . 2 - بدگویی کردن . 3 - (اِ مص .) سخن چینی . 4 - بدگویی ، تهمت .
سایتفرهنگ مترادف و متضاد۱. سکوی پرتاب موشک ۲. محل استقرار رادار ۳. کارگاه ساختمانی ۴. کارخانه ۵. مرکز مجازی در اینترنت