سطح مبناdatum planeواژههای مصوب فرهنگستانصفحۀ افقی یا سطح یا ترازی که مرجع ارتفاع هر نقطه از زمین است متـ . سطح مرجع reference plane 1 تراز مرجع reference level 2
سطح مبنای کِشَندیtidal datum, tidal datum planeواژههای مصوب فرهنگستانسطح مبنایی که ارتفاع کِشَند و عمق آب نسبت به آن سنجیده میشود
سطح مبنای لرزهایseismic datumواژههای مصوب فرهنگستانسطح مبنایی اختیاری که برگردان به آن موجب کمینه شدن اثر عارضههای محلی و لایههای نزدیک به سطح میشود
سطحفرهنگ مترادف و متضاد۱. روی، رویه ۲. بام ≠ عمق ۳. مساحت ≠ حجم ۴. حد، میزان ۵. جنبه، سیاق ۶. صحن، محوطه ۷. پهنا، گستره، عرصه، پهنه ۸. قشر
سطح مبنای کِشَندیtidal datum, tidal datum planeواژههای مصوب فرهنگستانسطح مبنایی که ارتفاع کِشَند و عمق آب نسبت به آن سنجیده میشود
سطح مبنای لرزهایseismic datumواژههای مصوب فرهنگستانسطح مبنایی اختیاری که برگردان به آن موجب کمینه شدن اثر عارضههای محلی و لایههای نزدیک به سطح میشود