ستلغتنامه دهخداست . [ س ِ ] (ع اِ) خانم . (دزی ج 1 ص 631) : ستی و مَهْسِتی را بر غزلهاشبی صد گنج بخشی در مثلها. نظامی (خسرو و شیرین ).رجوع به ستی شود.
سطحفرهنگ مترادف و متضاد۱. روی، رویه ۲. بام ≠ عمق ۳. مساحت ≠ حجم ۴. حد، میزان ۵. جنبه، سیاق ۶. صحن، محوطه ۷. پهنا، گستره، عرصه، پهنه ۸. قشر
سطحیفرهنگ مترادف و متضاد۱. سرسری، غیرعمیق ≠ عمقی، عمیق ۲. بیرونی، خارجی، ظاهری ۳. ظاهرگرا، ظاهربین، قشری ۴. مربوط به سطح ≠ حجمی ۵. رویی ۶. رویهای ۷. کممایه ۸. کمعمق ۹. اندک، ناچیز